از نظر فرهنگ ، ما درست به علف خودرو می‌مانیم. زمینی باشد و دانه‌ای از جایی دم باد ، یا بر منقار پرنده‌ای ، بر آن بیفتد و باران هم کمک بدهد تا چیزی بروید. درست همینجور. یک حیات نباتی، آن هم به تصادف رها شده و خودرو. مدرسه به هر طریق که بدانیم می‌سازیم، برای بالا بردن قیمت اراضی اطراف مدرسه، یا به قصد تظاهر ، یا به عنوان رد مظالم، آن‌چه فلان قلدر در یک حادثه سیاسی به یغما برده، یا به کوشش صادق اهالی یک آبادی، یا به وقف ثلث اموال فلان مرحوم. به هر صورت مدرسه که ساخته شد شاخه‌ای از شاخه‌های شکننده‌ی تشکیلات فرهنگ به آن می‌رسد؛ آن هم با چه دوندگی‌ها و دردسرها. هیچ نقشه‌ای از پیش نیست. یا این‌که کجا چه نوع مدرسه‌ای لازم است و چه مدارسی تفننی است. توجه به کمیت، هنوز مسلط بر عقول فرهنگ است و هدف نهایی فرهنگ؟ گفتم غرب‌زده پروردن. یا تعیین ارزش استخدامی تحصیلات به دست مردمی که فقط می‌توانند خواراک آینده تشکیلات اداری باشند و برای ارتقا به هر مقامی ، محتاج یک دیپلم‌اند. مدارسی که همه نوعش را داریم : مذهبی‌اش را و اسلامی‌اش را و ایتالیایی‌اش را و آلمانی‌اش را. مدارسی که نیمچه روحانی می‎پرورد و طلاب علوم دینی. مدارس فنی داریم، و حرفه‌ای داریم و خیلی انواع دیگر؛ اما هیچ جا ثبت و ضبط نیست که حاصل این‌همه تنوع چیست؟ و این همه مدارس چرا هست؟ و چه می‎پرورد؟ و پرورده‌های هر کدام ، پس از ده سال چه‌کاره‍ اند؟ نفس(خود-اصالت) تنوع ، اگر به معنی تقسیم کار و جواب‌دهنده‌ به تنوع و ذوق و سلیقه و توانایی و درک مردم باشد، بسیار مفید است و خود، آخرین علامت آزادی‌ است؛ اما تنوع کار مدارس ما نوعی خودرویی است ....

اما به هر صورت، سالی در حدود هفتصد هزار دیپلمه داریم و بگرد تا بگردیم ... خوارک آینده همه‌ی ناراحتی ها و عقده‌ها و بحران‌ها و احتمالا قیام‌ها، آدم های بی‌ایمان، خالی از شور و شوق، آلت بی‌اراده‌ی حکومت‌ها، همه سازش کار و ترسو و بی‌کاره!

( از نوشته های جلال آل احمد - غرب‌زدگی )

------------------------------------------------

+1 دارم میمیرم از خستگی ....

+2 کسی میدونه اسم ترکی عنکبوت چیه ؟ حتما نظر بدین ببنیم کی میدونه .